اکواریوم ایلیا
هدیه ایلیا به پسمل های ناز
ای زنبور طلایی
ای زنبــــــور طلایـی نیش می زنی بلایـی پاشو پاشــــو بهاره گل وا شــــده دوباره کندو داری تو صحرا سر میزنی به هر جا پاشو پاشـــــو بهاره ...
نویسنده :
مامان ایلیا
16:36
چشم چشم دو ابرو
سلام من ک بچه بودم این شعر رو خیلی دوست داشتم شما چطور؟ برای شنیدن شعر مربوطه روی تصویر زیر کلیک کنید پرنس من شب قبل از 12.30 محاله بخوابه. منم تا الان صبر میکنم که اون بخوابه بتونم راحت هر چی میخوام بنویسم ولی متاسفانه منم این موقع خوابم میگیره اخه ما مامانا همیشه کسر خواب داریم ...
نویسنده :
مامان ایلیا
16:25
روزت مبارک ووروجک
از لحظه ای که تو را تو وجودم احساس کردم وزمانیکه برای اولین بار بغلت کردم چندی نگذشته و من هر روز شاهد بزرگ شدنت هستم وتو هر روز بیشتر وبیشتر خودت رو تودلم جا میکنی وقتی ادم محبت بی ریا تو میبینه خنده های واقعی اشکهای جگر سوز همه چیزت چقدر معصوم چقدر همه چیز با تو زیباست به خودم که میام میبینم پایم از زمین کنده شده : من در بهشتم عشق ابدی من روزت مبارک وای مردم ! روز ناز کودک است / روز سرمستی و ساز کودک است کودک است آیینه ی دل را صفا / کودک است محصولی از عشق و وفا این خنده هایی که طعم عسل می دهند و قلب آسمان را آب می کنند ،...
نویسنده :
مامان ایلیا
16:12
بوی ماه مدرسه
قند عسلی تو والا شیرین عسلی تو والا شاخه نباتی تو والا سلام این روزا وقتی که تو هوای ازاد یه نفس عمیق میکشم نا خوداگاه یاد دوران بچگیم میافتم یاد دوران مدرسه انگار هوا پر شده از بوی دفتر وکتاب تازه استرس رفتن به مدرسه پیدا کردن دوستای تازه ای خدا زمان چه زود گذشت دلم هوای دوستامو کرده چقدر همه چیز رو به بازی میگرفتیم وساده از کنار همه مسایل رد میشدیم خیالمون نبود یه روز صاحب قشنگترین نعمت دنیا میشیم من همیشه با خودم فکر میکردم بچم دختر میشه واسمشو میذارم باران و ناگفته های دلمو واسه دخترم بازگو میکنم ولی الان صاحب خوشگلترین پسر دنیام و خدارو شکر میکنم انگار وارد یه دنیای دی...
نویسنده :
مامان ایلیا
13:33


