ایلیاایلیا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 7 روز سن داره

ایلیا کاکل زری و داداشی

بوی ماه مدرسه

1390/7/24 13:33
نویسنده : مامان ایلیا
307 بازدید
اشتراک گذاری

قند عسلی تو والا شیرین عسلی تو والا شاخه نباتی تو والا


 

سلام

این روزا وقتی که تو هوای ازاد یه نفس عمیق میکشم  نا خوداگاه  یاد دوران بچگیم میافتم یاد دوران مدرسه انگار هوا پر شده از بوی دفتر وکتاب تازه استرس رفتن به مدرسه پیدا کردن دوستای تازه

ای خدا زمان چه زود گذشت دلم هوای دوستامو کرده چقدر همه چیز رو به  بازی میگرفتیم  وساده از کنار همه مسایل رد میشدیم خیالمون نبود یه روز صاحب قشنگترین نعمت دنیا میشیم من همیشه با خودم فکر میکردم بچم دختر میشه واسمشو میذارم باران و ناگفته های دلمو واسه دخترم بازگو میکنم  ولی الان صاحب خوشگلترین پسر دنیام و خدارو شکر میکنم

  انگار وارد یه دنیای دیگه شده ام به تولد ایلیا جونم چیزی نمونده ولی من هنوز نتونستم باور کنم که  بزودی پسرم یه ساله میشه  

خدایا به من قدرت بده بتونم در کنار شوهرم گل پسرم رو به خوشی و سلامتی بزرگ کنم و

 به خاطر این هدیه گرانبها  سپاس

                 

جیغ و داد و ونگ

به دنیا اومدی،‌ بچه قشنگ

راستی،‌ می خواستی به دنیا بیایی؟

اینجا را دوست داری گلابی؟

زندگی را شروع کردی با داد و قال

مامان و بابا از اومدنت هستند خیلی خوشحال

این حماقت،‌ برای تو می ده،‌ خیلی حال

وقتی گرسنه ای،‌می کنی گریه و زاری

عوض کردنت برای مامان و بابا هست یه وظیفه،‌ آری

شبها وقتی همه جا هست خاموش

جیغ و هوارت، می خراشه گوش

اونوقت تورو باید گرفت در آغوش

بوسه نشه فراموش

وای دیگه دراومد آفتاب

بسه گریه،‌ بگیر آسوده بخواب

هر روز باید ازت بشه پرستاری

هی بغلت کنند،‌ عجب کاری

مامان و بابا می خوان برن جشن و بالماسکه

اما تو دوست داری روروک و کالسکه

هرکی نگاهت کنه جیغ می کشی فت و فراوون

نمی خواهی از بغل مامان و بابا بیایی تو بیرون

حمله می کنی به همه چیز مثل یه غارتگر

هر چی بخواهی،‌ همه حلقه به گوشند و فرمانبر

مامان و بابای بیچاره تو را می کنند تحمل

آخه خیلی نازی و گل و تپل و مپل

بعد از حمام می گیری می خوابی

تو موش کوچولوی گلابی

لبخند روی لب و چشمها خفته

تولدت مبارک ای غنچه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)