ایلیاایلیا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

ایلیا کاکل زری و داداشی

شازده کوچولوی باهوش

شاهزاده من این روزها خیلی زود همه چی رو یاد میگیری تل سر منو میزنی به سرت با قاشق غذا رو میبری دهنت .tntرو میگی دهه ته تا از تلوزیون اون صداهای اشنا که قبلا بگوشت رسیده خصوصا اگه صدای بچه باشه زودی میای جلوی تلوزیون یا اداشو در میاری عاشق خوردن کاغذ دستمالی و کاغذی برنامه امتحانات منو خوردی (قابل توجه خاله سیما)به من اجازه نمیدی پیانو بزنم تو هم با اون دستای کوچولو محکم میکوبی رو شاسی ها .دماغت رو از بس پاک کردم تو هم از من یاد گرفتی با کاغذ دستمالی دماغ منو میگیری ..از تخت خودت میتونی بیای پایین اصلا نمیشه دعوات کرد یا از دستت یه چیزی رو گرفت با صدای بلند گریه میکنی و میگی اخ خ با دستت میکوبی زمین ووقتی یه چیزی رو میندازی زمین میگی گتی ...
6 آذر 1390

سوپ سرما خوردگی

سلام من اسم این سوپ رو که میخوام طرز تهیه ش رو بنوسم گذاشتم سوپ سرما خوردگی چون  واقعا درمان سرماخوردگیه واسه گل پسرم درست کردم نوش جان کرد یه ذره از من در اووردی کلم بروکلی _پیاز_ شلغم_پیاز_فلفل دلمه ای_اسفناج_نودلیت_اگه دوست داشته باشین قارچ _اب ماهیچه همه مواد را ریز خرد میکنیم و به ترتیب از دیر پخت میگذاریم بپزد اگه بخواین خوش رنگ رنگ بشه درب ظرف رو نذارین ...
5 آذر 1390

عکسای تولد

    سلام اینم یه چند تا عکس از تولد ایلیا خان...   همش ماله منه.... کیک تولد و اقا حنان گل و کادوهام اول کادوی خاله سیما به ترتیب پایین بابای ایلیا..سمت چپ سارینا .. سمت راست النا ..بالایی حنان وکادوی مامان جون و بابایی مامان عزیز و حاجی بابا هم پول نقدی دادند ٥٠٠٠٠ تومان ...
5 آذر 1390

برنامه غذایی کودک در سال دوم زندگی

سلام خوشگل مامان  عزیزم از اونجا ک قدتون یه ذره نسبت به همسناتون بلندتره جنابعالی لاغر دیده میشی                       منم هرچی بهت میرسم چاق تر نمیشی اخه این روزا  دندون در میاری و  زود زود اسهال میشی ولی برای اینکه یادمون بمونه اون عذاهای مورد علاقتو مینوسیم ابگوشت .سوپ کلا غذای گرم وابکی رو دوست داری قبلا صبجونه میخوردی ولی تازگیها فقط انگور .خدا رو شکر ناهار و شام خوب میخوری از میوه ها سیب وموز و نارنگی صد البته خیار کلا چیزایی که تازگی دارن رو دوست داری امشب بهت بادمجون دا...
3 آذر 1390

مامان جو گیر

وای دارم از خوشحالی بال در میارم اخه گل پسرم ٣ روزه دیگه داره پا میذاره تو یکسالگی اگه خدا بخواد از الان شمارش معکوس شروع شده....   ...
2 آذر 1390

only for you

ياد گرفتم بخندم و گريه كنم سپس نشسته و بايستم و حالا حتي مي تونم راه برم اگه شما دست هاي كوچولوم رو بگيريد اما شروع هر كاري زيباست. هي دنيا ! من دارم يك ساله مي شم! چه چيزي مي تونه شيرين تر و قشنگ تر و رويايي تر از تولد يه پسرباشه كه يك ساله مي شه؟! ما نمي تونيم باور كنيم يك سال گذشته اولين تولد ایلیا.... پلک جهان می پرید دلش گواهی میداد اتفاقی می افتد اتفاقی می افتد و فرشته ای از آسمان فرود آمد عشق ابدی من تولدت مبارک ...
1 آذر 1390